آرشامآرشام، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره

آرشام کوچولو

آرشام 10 ماهه من

پسر گل من سلام مامانی . عزیز دل مامان شما رفتی تو 10 ماه و داری واسه خودت مرد میشی . با تلاش داری سعی میکنی چهار دست و پا بری  و یکم در حد 2 قدم میری و تو روز 19 دی ماه بالاخره تونستی چهار دست و پا بری . الان که اینو برات مینویسم  کلی عکس هم از چهار دست و پا رفتنت دارم  و بعد برات میزارم . اما حالا عکس های اوایل  ورود به 10 ماهگیتو میزارم تا ببینی. راستی تو روز 13 دی ماه با بابایی رفتیم بابل دیدن مامان سامره و تو راه شما اولین برف زندگیتو دیدی و خواستیم عکس بندازیم اما شما تو بغل مامان بودی و زمین خیلی یخ داشت و حتی یک قدم هم میترسیدم راه برم و به ماشین چسبیده بودم و نتونستم شما را بنشونم تو برف ها و ازت عکس بیرم...
24 دی 1391

وای از دست پسر شیطونم .....

گل ناز مامان عزیزم سلام  دوباره مامان غیبت کرده آخه اصلا برای من وقت نمیزاری که بیام وبلاگت را آپ کنم. اما من فدای شیطونیات که همش خوردنیه . سعی میکنم زود به زود بیام و وبلاگت را به روز کنم
22 دی 1391

پسر علی اصغرم

مامان به فدای چشمهای نازت بشه عزیز دلم. امسال اولین ساله که محرم  شده و تو هم هستی. امسال میخواستم تو هم عزادار حسینی باشی و حضرت علی اصغر پناه تو باشه گل پسرم برای همین 2 آذر ماه که همایش علی اصغر بود شما با مامان و بابا رفتی مصلی تا هم عزاداری کنیم و هم اینکه با امام زمان بیعت کنیم تا ایشون همیشه مواظب شما باشه. عکس های قشنگت را گزاشتم تو ادامه مطلب           ...
22 دی 1391

9 ماهگی پسر گلم

پسر گل مامان عزیزم نمیدونی پقدر بزرگ شدی و شیطون شدی . دندون دومتم تو این ماه دقیقا 26 آذر در اومد . دندون اولتم 26 آبان در اومده بود . اما برای این دندون یکم اذیت شدی آخه خیلی تب کرده بودی و تو خواب یهو با گریه  از خواب میپریدی . اما خدا را شکر این دندونت هم در اومد . آقای گل من این ماه دیگه هوا خیلی سرد شده و بود  و بخاطر سرما بیرون نمیرفتیم . تمام مدت تو خونه بودیم.این ماه با بابا شما را بردم آتلیه و کلی ازت عکس انداختیم . وای پسر ناز من که خیلی خوش تیپه . دیگه میتونی یکم 4 دست و پا حرکت کنی اما تا پشم به هم میزنم زیر میز و مبلی هههههههههه. جدیدا هم به همه چیز چنگ میزنی و رو زانو بلند میشی قربونت برم. عزیزکم تازه خو...
22 دی 1391

آتلیه آرشام جونی

سلام به گل پسر مامان. عزیزم من و بابایی روز 24 آذر ماه شما را بردیم آتلیه سها  تا ازتون کلی عکس بگیریم . از قضا اونروز دقیقا شما تب داشتی و برای دندون در آوردن کلی اذیت میشدی اما فدات بشم الهی با ما همکاری کردی و کلی عکس خوشگل ازت گرفتیم قربونت برم من . وای مامان خیلی جیگر و نازی قربونت برم. عکس ها را گذاشتم تو ادامه مطلب عزیزم... دست بابایی درد نکنه   ...
22 دی 1391

اولین یلدای آرشامی

مامانی من عزیز دلم  30 آدر اولین یلدای شماست و ما همگی خونه مامان مولود دعوت بودیم با بابایی کلی قنادی ها را گشتیم تا یک کیک خیلی خوشگل هندونه ای برات بگیریم و اون شب برات ببریم خونه مامان مولود . بالاخره تو یک قنادی  ارمنی پیدا کردیم . خیلی خوشگل بود و قرار شد که اونروز برامون آماده کنن. خیلی دلم میخواست مامان سمره اینا هم باشن اما نشد دیگه. اون شب شما گل مجلس بودی و یک لباس هندونه ای هم پوشیدی که شدی هندونه جمع ما عزیز دل مامان. انم عکس ها : البته میدونی که بقیه عکس ها تو ادامه مطلبه... اینم کیک آرشام خان ما این شما و پسر عمه آرمین و دختر عمو ستایش اینم هندونه خوشمزه ما آرشام خان ای...
22 دی 1391
1